
خبرگزاری آریا -در قلبِ بحرانِ مینهسوتا، ترامپ برای نجاتِ خود از طوفانِ اعتراضات، کمی دست از افراط برداشته؛ اما این «کوتاه آمدن» در لحن، فریبِ سیاسی بیشتر از تغییرِ رویکرد است. پس از کشتهشدنِ دو شهروند آمریکایی — رنی گود و الکس پرتی — نه تنها جنازهها هنوز گرم بود، بلکه تصاویرِ واقعیت، دروغِ رسمیِ دولت را برهنه کرد:
پرتی با گوشی در دست، گرفتار و بیسلاح؛ گود در حال عقبنشینی، بدون هیچ تهدیدی.
اما واشنگتن، بهجای بازخوانیِ اقداماتش، سریعاً آنها را «تروریست داخلی» خواند و قاتلانش را به عنوان «قهرمان» ستود.
این نه سیاست است، بلکه جنگِ هویت است:
ترامپ و تیمِ او — بهسرپرستیِ میلر — مهاجرانِ سومالیایی، سیاهپوست، مسلمان و حتی شهروندانِ قانونی را به «دشمن» تبدیل کردهاند تا از طریقِ ترس، مشروعیتِ خشونتِ فدرال را توجیه کنند.
اما حقیقت این است که 75٪ از بازداشتشدگان، سوابق کیفری ندارند؛ یعنی هدف، «مبارزه با جرم» نیست، بلکه تصفیهٔ حسابِ نژادی و سیاسی است.
حتی یک جمهوریخواه — کریس مَدل — از نامزدی حکومتِ مینهسوتا کناره گرفت و گفت:
«مردم از خروج از خانه میترسند... این آمریکا نیست.»
این جمله، فاجعهٔ اخلاقیِ این دوران را خلاصه میکند:
وقتی یک شهروند آمریکایی، فقط بهخاطر رنگ پوستش، پاسپورتش را در جیب میگذارد تا از دستگیری جلوگیری کند، دموکراسی دیگر نفس نمیکشد.
ترامپ میخواهد با «قانون تمرد» و اعزامِ 1500 سرباز، شهری را تسخیر کند که مردمش فقط خواستهاند:
عدالت برای دو نفرِ بیگناه.
اما تاریخ نشان داده:
هرگاه قدرت، در برابر دردِ مردم سکوت کند، انقلابِ اخلاقی آغاز میشود.
و اینبار، مینهسوتا، صدایش را بلندتر از برفهای یخبندانیاش فریاد زده است.