خبرگزاري آريا - مشهد مقدس امروز با جمعيتي بيش از 4 ميليون نفر و ميزباني سالانه بيش از 30 ميليون زائر، در زمره پيچيدهترين کلانشهرهاي ايران از منظر حملونقل شهري قرار دارد. ترافيک در اين شهر ديگر يک مسئله مقطعي يا فصلي نيست، بلکه به يک بحران ساختاري و مزمن تبديل شده است.
مشهد مقدس امروز با جمعيتي بيش از 4 ميليون نفر و ميزباني سالانه بيش از 30 ميليون زائر، در زمره پيچيدهترين کلانشهرهاي ايران از منظر حملونقل شهري قرار دارد. ترافيک در اين شهر ديگر يک مسئله مقطعي يا فصلي نيست، بلکه به يک بحران ساختاري و مزمن تبديل شده است؛ بحراني که ريشههاي آن را بايد در ترکيب نامتوازن جمعيت ثابت و شناور، الگوي توسعه شهري و ضعف حکمراني حملونقل جستوجو کرد.
1. فشار جمعيتي بيسابقه بر شبکه معابر
مشهد همزمان دو نوع جمعيت را مديريت ميکند:
جمعيت ساکن: بيش از 4 ميليون نفر
جمعيت شناور: بيش از 30 ميليون زائر در سال (معادل ورود چندباره جمعيت يک کلانشهر متوسط)
اين حجم از جابهجايي، نيازمند زيرساخت و مديريتي فراتر از الگوهاي معمول شهري است. در حاليکه شبکه معابر، ظرفيت حملونقل عمومي و نظام مديريت ترافيک مشهد، متناسب با اين واقعيت توسعه نيافته است.
2. ريشههاي تاريخي و ساختاري بحران ترافيک
توسعه کالبدي بدون پيوست حملونقل
گسترش افقي شهر، تمرکز فعاليتهاي اقتصادي و زيارتي در هسته مرکزي، و توسعه پروژههاي شهري بدون ارزيابي اثرات ترافيکي، منجر به شکلگيري گرههاي مزمن در معابر اصلي شده است.
خودرومحوري مزمن
رشد شديد مالکيت خودرو در کنار ضعف جذابيت حملونقل عمومي، باعث شده بخش عمده سفرهاي شهري با خودروي شخصي انجام شود. اين روند، بدون سياستهاي محدودکننده و جايگزين، شبکه را به اشباع رسانده است.
تمرکز زيارتي و زماني سفر
سفرهاي زائران بهطور طبيعي در محدودههاي خاص (اطراف حرم مطهر) و در بازههاي زماني فشرده متمرکز ميشود. نبود مديريت تقاضاي سفر و کنترل ورودي خودرو به اين محدودهها، فشار مضاعفي بر معابر مرکزي وارد ميکند.
3. عملکرد ضعيف شهرداري؛ حلقه مفقوده مديريت بحران
واقعيت اين است که شهرداري مشهد، بهعنوان متولي اصلي حملونقل شهري، در مواجهه با بحران ترافيک عملکردي ضعيف و غيرسيستماتيک داشته است.
مهمترين کاستيها:
فقدان يک سند جامع و اجرايي مديريت ترافيک شهري متناسب با شهر زيارتي
تمرکز بيش از حد بر پروژههاي عمراني مقطعي بهجاي اصلاحات ساختاري
ضعف در توسعه کيفي و کمي حملونقل عمومي
اجراي ناقص و جزيرهاي سامانههاي هوشمند ترافيکي
نبود شجاعت مديريتي در اعمال محدوديت براي خودروي شخصي در هسته مرکزي
شهرداري عمدتاً به «مديريت روزمره ترافيک» بسنده کرده و از ورود جدي به سياستهاي اصلاحي پرهيز داشته است.
4. پيامدهاي تداوم وضع موجود
کاهش شديد بهرهوري شهري و اتلاف زمان شهروندان و زائران
افزايش آلودگي هوا و مصرف انرژي
افت کيفيت تجربه زيارت و نارضايتي اجتماعي
افزايش تصادفات و ناايمني معابر
تحميل هزينههاي پنهان اقتصادي به شهر
5. چهارچوب راهحلهاي خروج از بحران
حل بحران ترافيک مشهد بدون تغيير رويکرد شهرداري ممکن نيست. راهحلها بايد سيستمي، دادهمحور و شجاعانه باشند.
بازتعريف نقش شهرداري
شهرداري بايد از يک نهاد اجرايي منفعل به رهبر سياستگذاري حملونقل شهري تبديل شود؛ نهادي که تصميمات سخت اما ضروري ميگيرد.
مديريت تقاضاي سفر
محدوديت جدي ورود خودرو به هسته مرکزي
قيمتگذاري واقعي پارکينگ و حذف پارک حاشيهاي
اولويت مطلق عبور با حملونقل عمومي
توسعه واقعي حملونقل عمومي
افزايش ظرفيت، پوشش و کيفيت مترو و اتوبوس
اتصال پارکينگهاي حاشيهاي به شبکه حملونقل سريع
طراحي خدمات ويژه زائران با حداقل وابستگي به خودرو شخصي
هوشمندسازي يکپارچه
يکپارچهسازي سامانههاي کنترل چراغ، دوربينها و دادههاي ترافيکي
تصميمگيري مبتني بر داده، نه واکنشهاي مقطعي
پيوست ترافيکي اجباري
هيچ پروژه عمراني، تجاري يا زيارتي نبايد بدون پيوست ترافيکي مصوب اجرا شود.
کريدور شمال–جنوب مشهد
يکي از عناصر کليدي اما مغفول در ساختار ترافيکي اين کلانشهر است. اين کريدور، که وظيفه اتصال مناطق پرتراکم شمال شهر به هسته مرکزي و سپس پهنههاي جنوبي و خروجيهاي برونشهري را بر عهده دارد، ميتوانست نقش ستون فقرات توزيع سفرهاي شهري و زائري را ايفا کند. با توجه به تمرکز بالاي جمعيت در شمال مشهد و توليد حجم عظيمي از سفرهاي روزانه، نبود يک محور پيوسته و کارآمد شمال–جنوب، فشار مضاعفي بر معابر مرکزي و شرقي–غربي شهر وارد کرده و ترافيک را به درون بافتهاي محلي و کمظرفيت سوق داده است.
با اين حال، کريدور شمال–جنوب در عمل به مجموعهاي ناپيوسته از معابر با عملکردهاي متداخل تبديل شده است؛ جايي که عبور ترافيک عبوري، دسترسيهاي محلي، فعاليتهاي تجاري و توقفهاي حاشيهاي در هم تنيدهاند و ماهيت کريدوري محور را از بين بردهاند. فقدان اولويت براي حملونقل عمومي پرظرفيت، نبود مديريت يکپارچه و نگاه پروژهمحور شهرداري باعث شده اين محور نتواند جايگاه راهبردي خود را درتعادلبخشي ترافيک مشهد ايفا کند؛ در حالي که احياي آن ميتواند يکي از مؤثرترين ابزارهاي مديريت ترافيک زائران، کاهش فشار بر مرکز شهر و اصلاح الگوي حرکت شمال به جنوب در مشهد باشد.
پايان ترافيک با تفکر مديريت شهري ؟؟
بحران ترافيک مشهد نتيجه طبيعي شهري است که بزرگ شده، اما هوشمند اداره نشده است. با جمعيتي ميليوني و نقش ملي-فراملي، مشهد نيازمند مديريت ترافيکي در تراز يک شهر زيارتي جهاني است.
تا زماني که شهرداري از رويکرد محافظهکارانه و پروژهمحور فاصله نگيرد و به اصلاحات ساختاري تن ندهد، ترافيک نهتنها حل نخواهد شد، بلکه هر سال پرهزينهتر و بحرانيتر خواهد شد.