
خبرگزاری آریا - روایت یک روز در فرهنگسراهای تهران، از دل محله تا سیاستگذاری فرهنگی؛ جایی که برنامهمحوری آرامآرام جای خود را به زندگی فرهنگی، مشارکت محلی و همنشینی نسلها میدهد.
به گزارش خبرگزاری آریا، روز فرهنگی در تهران از جایی شروع میشود که شاید کمتر دیده شود؛ از درِ یک فرهنگسرا در دل محله. نه بنر بزرگی نصب شده و نه مراسم خاصی در جریان است، اما رفتوآمد آرام شهروندان نشان میدهد این فضا، بخشی از زندگی روزمره شده است.فرهنگسراها این روزها بیشتر از آنکه میزبان رویدادهای رسمی باشند، نقش پاتوقهای فرهنگی محلهای را ایفا میکنند؛ جایی برای مکث، گفتوگو و یادگرفتن.
صبح آرام یک فرهنگسرا
در ساعات ابتدایی روز، فضای فرهنگسرا آرام است. کتابخانه فعال است و چند نفر با برنامه مشخص آمدهاند. مرد میانسالی که هر روز مسیر خانه تا فرهنگسرا را پیاده طی میکند، میگوید:«اینجا شلوغ نیست، اما آدم دلش قرصه. میام، روزنامه میخونم، یه کتاب ورق میزنم، حس میکنم هنوز جایی هست که میشه توش نفس کشید.»کمی آنطرفتر، کلاس آموزشی کوچکی در حال برگزاری است. مربی بدون استفاده از تخته یا اسلاید، گفتوگویی ساده را پیش میبرد. موضوع، مهارتهای ارتباطی و زندگی شهری است. شرکتکنندگان بیشتر از شنیدن، حرف میزنند. یکی از بانوان حاضر در کلاس میگوید:«من قبلاً فکر میکردم فرهنگسرا فقط برای کلاس هنریه، اما اینجا یاد گرفتم چطور توی محلهمون با آدمها بهتر کنار بیام.»
همنشینی نسلها در یک فضای مشترک
با نزدیک شدن به ظهر، فضای فرهنگسرا تغییر میکند. گروههای سنی متنوعتر میشوند؛ نوجوانهایی که بعد از مدرسه آمدهاند، مادرانی که فرزندانشان را برای شرکت در کلاس آوردهاند و سالمندانی که فرهنگسرا برایشان بخشی از برنامه روزانه است.این تنوع، یکی از ویژگیهای پررنگ فرهنگسراهاست؛ فضایی که نسلها کنار هم قرار میگیرند، بدون آنکه حس جدایی یا طبقهبندی وجود داشته باشد.در بخش دیگری از فرهنگسرا، کارگاه هنری در حال برگزاری است.
نوجوانی که مشغول طراحی است، میگوید:«اینجا با مدرسه فرق میکنه. کسی مجبورمون نمیکنه. خودمون میایم چون دوست داریم.»این جمله ساده، شاید خلاصه نگاه فرهنگسرا به آموزش باشد؛ یادگیری از مسیر علاقه، نه اجبار.فرهنگسرا؛ جایی برای بودن، نه فقط شرکت در برنامه عصر که میشود، فرهنگسرا شلوغتر به نظر میرسد. فضای گفتوگوها غیررسمیتر است و افراد بیشتری برای شرکت در برنامهها یا حتی فقط برای بودن، وارد میشوند.
بعضیها فقط آمدهاند چند دقیقهای بنشینند.مرد جوانی که منتظر شروع یک برنامه فرهنگی است، میگوید:«من شاید هر هفته نیام، ولی میدونم اینجا هست. همین حس، کافیه.»آنچه در طول این روز دیده میشود، مجموعهای از فعالیتهای پراکنده نیست؛ بلکه نشانه رویکردی است که فرهنگ را به سطح محله آورده است. فرهنگسراها تلاش کردهاند از قالب برنامههای مناسبتی و کوتاهمدت خارج شوند و به فضاهایی تبدیل شوند که شهروندان بتوانند آن را بهعنوان بخشی از زندگی خود انتخاب کنند.
از روایت یک روز تا تغییر سیاستگذاری فرهنگی
فرهنگسراها در سیاستگذاری فرهنگی مدیریت شهری، دیگر صرفاً بهعنوان محل برگزاری کلاس و اجرای برنامه تعریف نمیشوند. این گزارهای است که این روزها در اسناد، برنامهها و رویکردهای سازمان فرهنگیهنری شهرداری تهران بهصورت پررنگتری دیده میشود؛ تغییری که هدف آن عبور از نگاه «تالارمحور و برنامهمحور» و حرکت به سمت تعریف فرهنگسرا بهعنوان «فضای زندگی فرهنگی محله» است.
محمد احسان خرامید، سرپرست معاونت رسانه، ارتباطات و فضای مجازی سازمان فرهنگیهنری شهرداری تهران، این تغییر را یک جهتگیری راهبردی و خواست اصلی سازمان میداند که البته بهصورت ناهمگون و تدریجی در حال تحقق است.
عبور از مدل قدیمی؛ وقتی فرهنگسرا فقط محل برگزاری برنامه بود
به گفته خرامید، در گذشته فرهنگسراها عمدتاً با شاخصهایی مانند تعداد کلاسها، دورههای آموزشی، اجراهای نمایشی و میزان استفاده از تالارها ارزیابی میشدند. نگاه غالب، برنامهمحور و سالنمحور بود و موفقیت یک فرهنگسرا بیشتر با آمار کمی سنجیده میشد.اما در رویکرد جدید، تأکید بر تبدیل فرهنگسرا به «خانه فرهنگی محله»، «پاتوق اجتماعی» و آنچه در ادبیات فرهنگی از آن بهعنوان «فضای سوم» یاد میشود، قرار گرفته است؛ فضایی میان خانه و محل کار که شهروندان نه فقط برای حضور در یک رویداد خاص، بلکه برای بودن، گفتوگو، تجربه مشترک و شکلدادن به هویت جمعی محله به آن مراجعه میکنند.
تغییر فیزیکی فضاها؛ فرهنگسرا بهمثابه فضای زیست ا
وی ادامه میدهد:این تغییر نگاه، در سطح فضا نیز خود را نشان داده است. راهاندازی دورهمیهای غیررسمی مانند جمعهای «بچهکتابخونها» و نشستهای گفتوگومحور، طراحی فضاهای بازی و خلاقیت کودکمحور، ایجاد آتلیههای هنری و فضاهای کاری اشتراکی برای تولید محتوای محلی و همچنین مناسبسازی محیط برای سالمندان و افراد دارای تواناییهای متفاوت، بخشی از این بازتعریف فیزیکی است.در این رویکرد، فرهنگسرا قرار است مکانی برای مکث و حضور مداوم باشد، نه فقط مراجعهای مقطعی برای شرکت در یک کلاس یا مراسم.
برنامهریزی مشارکتی؛ محله در مرکز تصمیمسازی
خرامید با تأکید بر برنامهریزی مشارکتی و محلهمحور میگوید: یکی از ارکان اصلی این تحول، قرار گرفتن محله در مرکز تصمیمسازی فرهنگی است. در این مسیر، تشکیل شبکههایی مانند «همیاران فرهنگ» با حضور شهروندان فعال، هنرمندان محلی و نخبگان هر منطقه، بهمنظور شناسایی نیازهای خاص محلهها در دستور کار قرار گرفته است.حمایت از ایدهها و ابتکارات شهروندی، از جشنوارههای محلی گرفته تا گردهماییهای قومی و فرهنگی، به فرهنگسرا این امکان را میدهد که به بازتابدهنده زیست فرهنگی واقعی هر محله تبدیل شود، نه نسخهای یکسان برای همه مناطق.
آموزش در فرهنگسرا؛ علاقهمحور و غیررسمی
سرپرست معاونت رسانه، ارتباطات و فضای مجازی سازمان فرهنگیهنری شهرداری تهران در ادامه تأکید میکند: آموزش در فرهنگسراها قرار نیست جایگزین مدرسه باشد، بلکه مکمل آن است. این آموزشها غیررسمی، انعطافپذیر، مهارتمحور و مبتنی بر علاقه فردی طراحی شدهاند. تمرکز بر پر کردن اوقات فراغت، رشد فردی و کشف استعدادهاست، نه نمره و مدرک.از این منظر، مأموریت فرهنگسرا تربیت دانشآموز برای سیستم آموزشی نیست، بلکه پرورش شهروند خلاق، ماهر و دارای نشاط فرهنگی برای جامعه شهری است.
تفاوت مناطق؛ پذیرش واقعیت، تلاش برای تعادل
تفاوت امکانات و برنامهها میان فرهنگسراهای مناطق مختلف تهران، امری پذیرفتهشده است. این تفاوتها ناشی از زیرساخت فیزیکی، سرمایه اجتماعی و اولویتهای متفاوت محلههاست. با این حال، سازمان فرهنگیهنری همزمان دو مأموریت را دنبال میکند؛ احترام به تفاوتهای محلی و مدیریت هوشمندانه منابع برای جلوگیری از تبدیل این تفاوتها به شکاف عمیق فرهنگی.هدف، یکسانسازی کامل نیست، بلکه تضمین دسترسی همه شهروندان به خدمات فرهنگی با کیفیت متناسب با نیاز محل زندگیشان است.
انتهای پیام/